تبلیغات
خاکریز بیداری - پایی که جا ماند...!


امروز :
خاکریز بیداری

مرتبه
تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391
سید ناصر حسینی‌پور از ۱۴ سالگی رفته جنگ و در ۱۶ سالگی مجروح و اسیر شده و نزدیك به سه سال اسیر بوده. در این دوران پایش را آنجا گذاشته و عوضش ۲۳ صفحه یادداشت خلاصه و رمزی از خاطرات اردوگاه با خودش آورده. ظاهراً معامله‌ی خوبی نیست ولی بعد از اینكه طی مدت بیش از ۱۰ سال نوشتن خاطرات را از همان ۲۳ صفحه و البته آنچه در حافظه مانده بود و آنچه دیگران یادآوری كردند، تمام كرد و كتاب «پایی كه جا ماند» در بیش از ۷۰۰ صفحه به جا ماند...!



مخفی‌كردن یادداشت‌های نوشته‌شده بر روی كاغذ سیگار در داخل یك عصا، در نگاه اول به فیلم‌های ماجراجویانه و پر افت و خیزی می‌ماند كه بیننده را تا انتهای داستان میخكوب می‌كند، اما این یادداشت‌های پنهان شده در درون عصا خاطرات 811 روز اسارت سید ناصر حسینی‌پور از زندان‌های مخفی عراق هستند؛ یادداشت‌های روزانه‌ای كه از 3 تیر 1367 آغاز می‌شوند و تا 22 شهریور 1369 ادامه می‌یابند و اشك‌ها و لبخندهای اسرای ایرانی در عراق را روایت می‌كند.
 
تقدیمیه این كتاب هم در نوع خودش جالب است. سیدناصر كتاب را تقدیم كرده به ولید فرحان سرنگهبان اردوگاه ۱۶ تكریت كه شكنجه‌گرش بوده: با عشق فراوان این كتاب را به او تقدیم می‌كنم. به خاطر آن همه زیبایی‌هایی كه با اعمالش آفرید. و آنچه بر من گذشت جز زیبایی نبود. و ما رایت الا جمیلا.  همین تقدیمیه آدم را شیفته خواندن كتاب می‌كند.
 
آخر جلسه‌ی دیدار با امام خامنه ای (حفظه الله) سیدناصر گفت: من دیده‌بان بودم و همیشه عراقی‌ها را از دور می‌دیدم. وقتی اسیر شدم هم تصمیم گرفتم دیده‌بان باقی بمانم این بار اما از نزدیك.




طبقه بندی: امام خامنه ای (حفظه الله)،  شهادت،  سبک زندگی،  خاطرات منتخب شهدا، 
ارسال توسط مصطفی شعبانی
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ